۲۵ هفتگیت
سلام عزیز دل مامان
میخواستم بگم امروز دیگه باباییت بعد ۱۲ روز مییاد از سفر و من خیلی خوشحالم. مطمئنم که تو هم دلت برای صداش تنگ شده. راستی دیروز خیلی روز خوبی بود اولش که باهم با ارکستر آکادمیک کنسرت داشتیم بعد هم که با مامان رفتیم تمرین و شما موقعی که سر تمرین قطعه lacrimosa که یکی از قطعههای معروف mozart هست رسیدی کلی وول خوردی وقتی تمرین اون تیکه تموم شد ساکت شدی:))) فکر کنم صدا هارو از هم خوب تشخیص میدی شیطون من :) منم کلی ذوق کردم خیلی حس خوبی بود.
تا حالا حدودا ۴ بار خوابتو دیدم . ۲ بارش بهت شیر میدادم . یک بار به اسم یارا صدات میکردیم. خیلی خوابهای خوبی بود خیلی دوست دارم به دنیا بیایی ببینم اون شکلی هستی که تو خواب دیدم ؟:)
مامان بزرگ و خالت تو این چند وقت کلی بوست کردن و بابا بزرگتم کلی خوشحاله با خوشحالی به دوستاش و آشناهاش میگه که داره بابا بزرگ میشه:) همه منتظرن ببیننت گلم. روزشماری میکنم تا بیایی.



۲۵ هفتگیت
